The most advanced computer
in the world was asked:
"How did the world begin?"
It answered:
"Refer to Genesis,Chapter1."
ضیافت
افلاطون
یا سخن در خصوص عشق
خداوند عشق پیشرو دیگر خدایان بود.
آدمی بهتر از این نتواند یافت که:
دوست بدارد و دوستش بدارند.
نیک مردان به مهمانی زیردستان، ناخوانده می روند.ص51
نیکمرد نیست که به مهمانی زیردست می رود، بلکه زیردستی به مهمانی نیکمرد می رود.ص51
آیا شگفت نیست که در ستایش خدایان این همه شعر و غزل و سرود ساخته اند، اما هیچ کس از میان این همه شاعران در وصف و ستایش اروس خداوند دیرین و توانای عشق حتی یک غزل هم نسروده و چیزی گفته نشده است.ص56
اروس خدای عشق، خداوندی بزرگ و توانا و شگفت انگیز است ولی بیش از همه چیز زایش و آفرینش او شگفت آورتر است. چه او از ازلی ترین خدایان است و شرف او نیز در همین است.ص58
هرج و مرج عالم هستی را فرا گرفته بود، تا اینکه زمین آفریده شد، زمین مرکز ثقل اشیاء گردید. پس از آن عشق پدید آمد.ص59
یک واحد در عین حال که تضادهایی در آن نهفته است در خود هماهنگی دارد، مانند هماهنگی که در کمان و چنگ موجود است.ص75
اگر خدایان را چنانکه سزاوار است محترم بشماریم ما را به اصل و سرشت اولیمان باز می گرداند و به رستگاری عطا می فرماند.ص87
باور درستی که نتواند منطق خود را اثبات کند، دانایی نیست، اما چون شناخت به حقیقت است، نادانی هم نمی باشد و این فاصله ی میان دانایی و نادانی است.ص106
پس می توانیم بگوییم که عشق عبارت است از اشتیاق بدست آوردن خوبی برای همیشه.ص114
هدف و غایت جوشش عشق ((آفرینش و زایندگی در زیبایی)) است....هر عشقی زیبا و درخور ستایش نمی باشد.ص119
حقیقت در می است. و من می نوشیده ام و حقیقت می گویم.ص137
شاعر کمدی پرداز باید بتواند که تراژدی هم بنویسد و هنرمند واقعی آن کسی است که هم از عهده کمدیک برآید و از پس تراژیک.ص148
تهران: انتشارات جامی 1385


